
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم طایفه - صادق رئیسیکیا، کارشناس مسائل حقوقی در گفتوگو با خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان درباره ارزیابیاش از ضوابط فدراسیون فوتبال برای تعیین سقف قرارداد، اظهار کرد: دستورالعملهایی که سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال درباره تعیین سقف برای قرارداد بازیکنان صادر میکنند، رویهای است که از ابتدای دهه ۹۰ آغاز شده است. در مجموع من نمیخواهم به کلی، ضوابط تعیین سقف برای قراردادهای بازیکنان در فوتبال ایران را نفی کنم، زیرا به هر صورت چارچوبی برای تعیین قیمت هر چیزی باید وجود داشته باشد. همانطور که کالاها یک چارچوبی برای تعیین قیمتشان وجود دارد، درباره بازیکن و مربی ورزشی هم که خدماتی ارائه میدهند باید چارچوبهایی برای قیمتگذاری وجود داشته باشد.
او افزود: از سوی دیگر، اینکه ما بخواهیم قیمتگذاری دستوری انجام دهیم، این همان مشکلی است که در اقتصادمان هم هست و داریم همان نگاه را به فوتبالمان هم تسری میدهیم و همان نظام فکری که درباره قیمت کالا و خدمات در اقتصادمان وجود دارد را در فوتبالمان هم اجرایی میکنیم. باید به این اصل توجه داشت که اساساً، قیمتگذاری دستوری شیوه ناکارآمدی است و نسخهای نیست که برای رفع همه مشکلات مربوط به افزایش کالا و خدمات و از جمله، افزایش مبلغ قرارداد بازیکنان و مربیان فوتبال بتوان به آن متوسل شد.
رئیسیکیا تصریح کرد: ما باید از نظام قیمت گذاری دستوری در فوتبالمان فاصله بگیریم و فدراسیون فوتبال، دست اندرکاران، اهالی فوتبال و باشگاهها باید تلاش کنند تا به چیزی فراتر از آن برسند. فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ نباید فکر کنند که با تعیین سقف قیمت، همه چیز درست میشود. قیمتگذاری یکی از عناصری است که میتواند مسائل اقتصادی فوتبال را کنترل کند، اما به این شکل نیست. برای ساماندهی نظام مالی و اقتصادی فوتبال، عوامل مهمتری نیز هستند که باید به آنها توجه کنیم.
رئیسیکیا بیان کرد: به طور مثال قانون عرضه و تقاضا در فوتبال، والیبال و هر ورزش حرفهای جاری است. وقتی شما تعداد زیادی آکادمی داشته باشید و باشگاههای خود را مکلف کنید که به نظام استعدادیابی و تربیت بازیکن به صورت حرفهای توجه کنند، در آن وقت تعداد زیادی بازیکن نیز شناسایی و تربیت میشوند و در نتیجه بازیکنان زیادی به لیگهای ورزش حرفهای اضافه میشوند و هنگامی که عرضه بازیکن زیادتر شد، در تعدیل قیمت قراردادهای بازیکنان اثر میگذارد. این موضوع باعث میشود قیمت قراردادها بالاتر برود. بودجه اختصاصی به نظام استعدادیابی، تربیت بازیکن و آکادمیهای فوتبال باید افزایش یابد و فدراسیون فوتبال باید نظارت کند که سهم بودجه این بخش، درصد قابل توجهی از بودجه باشگاهها باشد تا تعداد زیادی بازیکن شناسایی و تربیت شوند تا عرضه بازیکن به لیگ حرفهای فوتبال و دیگر لیگهای حرفهای ورزشی افزایش پیدا میکند. وقتی شما به استعدادپروری و تربیت بازیکن توجه نمیکنید، تعداد بازیکنانی که به لیگ عرضه میشود، کم است و در نتیجه قیمتشان بالا میرود.
این کارشناس مسائل حقوقی بیان کرد: مسئله دیگری که بر نظام مالی و اقتصادی فوتبال و ورزش حرفهای تاثیرگذار است، نظام شفافیت در مورد باشگاههای ورزشی است که ما آن را اعمال نمیکنیم. همچنین عدم تبعیت از موازین شفافیت مالی در قیمت بازیکنان تاثیر میگذارد. هنگامی که به تدوین و انتشار بودجه سالانه باشگاهها و فدراسیونها، صورتهای مالی و ترازنامه باشگاهها و فدراسیونها، انجام حسابرسی و انتشار گزارش حسابرسی باشگاهها و فدراسیونها اهتمام و جدیت نمیورزیم، به جای شفافیت مالی و اقتصادی، تاریکخانهها و بازارهای سیاه شکل میگیرند.
او ادامه داد: در بازارهای سیاه و تاریکخانههای ایجاد شده چه بسا که به جای پرداخت وجه نقد به بازیکن، خودرو، حواله آهن، حواله فولاد، زمین، ارز و رمرزارز و همانند اینها داده شود. یا مثلا میگویند که ۱۰ میلیارد قرارداد بازیکن را باشگاه داده است و بقیه آن پول را یکی از هواداران متمول یا خیرین ورزشی پرداخت کرده است. ایجاد نظام شفافیت مالی و اقتصادی میتواند به بهینه شدن مدیریت و افزایش کنترل بر ابعاد مالی قراردادهای بازیکنان و مربیان فوتبال کمک کند. نمونهاش همین روندی است که در مورد سرخابیها آغاز شده است. امروزه میبینیم که باشگاههای استقلال و پرسپولیس مجبورند صورتهای مالی و ترازنامههای مالی خود را در سامانه کدال بگذارند و در آنجا دیده میشود که هزینه و درآمد سرخابیها چقدر بوده است و دخل و خرجشان مشخص میشود. همین روند را که میتوان به عنوان بسته نظام شفافیت مالی برای ورزش حرفهای از آن نام برد و مشتمل است بر تدوین و انتشار بودجه سالانه، تدوین و انتشار صورتهای مالی ترازنامهها، انجام حسابرسی و انتشار گزارش آن، انتشار هر رویداد مالی موثر بر وضعیت اقتصادی و باشگاهها به شکل کامل، باید برای باشگاهها و فدراسیونهای ورزشی از آن استفاده کنیم تا نظام مالی و اقتصادی باشگاهها و فدراسیونهای ورزشی اصلاح و تقویت شود.
رئیسی کیا بیان کرد: مالکان باشگاههای ما غالبا دولتی و شبه دولتی هستند. اگر اینها صورتهای مالی و بودجه و ترازنامههای باشگاهها به سمت شفافیت ببرند و فدراسیون فوتبال هم پای کار بایستاد و این موضوعات را درخواست کند و اینها بودجه هر سالشان را منتشر کنند و صورتهای مالی شان را در پایان فصل ارائه بدهند، متوجه هزینه و درآمدشان میشوند. اگر نظام شفافیت مالی را در باشگاهها و فدراسیونهای ورزشی پیاده کنیم به طور مثال متوجه میشویم که مثلاً یک باشگاه از ۱۰۰ درصد بودجه اش چند درصد را باید صرف پرداخت به بازیکنان و مربیان تیم فوتبال خود در لیگ برتر میکرده و در حسابرسی مشخص میشود عملاً چقدر، این حد نصاب رعایت کرده است و همچنین درباره سایر مراکز هزینه نیز به همین ترتیب میتوان متوجه میزان اختصاص یافته در بودجه، میزان هزینه شده در عمل و نهایتاً میزان انحراف از بودجه مصوب شد.
کارشناس مسائل حقوقی اظهار کرد: ما این موارد را به خاطر نداشتن شفافیت مالی نداریم. وقتی شفافیت در بودجه بندی، تنظیم صورتهای مالی و ارائه ترازنامه مالی و حسابرسی نداریم معلوم است که تاریکخانه درست میشود و حواله، چک، رمز ارز، بیت کوین و همه چیز مخل نظام اقتصادی و مالی ورزشی در تاریکخانه بروز و ظهور پیدا میکنند و طبیعی است آسیبهایی را وارد میکند. از سوی دیگر، روابطی که بین مالکان باشگاهها باشگاهشان وجود دارد را باید از طریق رعایت الزامات جوانمردی مالی در ورزش حرفهای سازماندهی کنیم. برخی از مالکان باشگاه بدون ضابطهای بودجه زیادی را برای باشگاهشان سرازیر میکنند. اگر چارچوبی که از ۲۰ سال پیش AFC اعلام کرد، تحت عنوان نظامهای مجوز حرفهای باشگاهها که از جمله شامل معیار مالی، استادیوم، حقوقی بود ما به درستی رعایت میکردیم و سعی نمیکردیم که با دادهها و اسناد نادرست برای باشگاه هایمان مجوز حرفهای بگیریم، حالا یک لیگ حرفهای فوتبال به معنی واقعی داشتیم. ما مسیر حرفهایسازی فوتبال را به صورت واقعی و درست نرفتیم و بعضاً با اسنادسازی و و بعضاً با سطحی نگری این کار را کردیم.
او خاطر نشان کرد: همه دیدیم که چند سال پیش استقلال را به خاطر بارگذاری اسناد و دادههای نادرست از لیگ باشگاهها در آسیا محروم کردند و مجوز حرفهای اش هم باطل کردند. حتی مرجع صدور مجوز حرفهای در فدراسیون فوتبال ما که کمیته بدوی و استیناف مجوز حرفهای بودند را تعلیق کرد. ما عادت کرده بودیم که دادههای غلط و اسناد ناقص و نادرست به کنفدراسیون فوتبال آسیا بدهیم و باید این مسائل را درست کرد؛ بنابراین شما نمیتوانید فقط با قیمت گذاری، قراردادها را کنترل کنیم.
رئیسی کیا بیان کرد: شما در بدو امر که میخواهید تعیین کنید که فلان باشگاه حرفهای هست باید کنترل کنید که آن باشگاه استانداردها را رعایت میکند یا نه! آن بخش مالی استانداردها میگوید که مالک باشگاه نمیتواند تامین کننده ۹۰ درصد بودجه باشگاهش باشد. به باور من، باشگاه در فوتبال حرفهای باید ۸۰ درصد بودجه اش را از فوتبال در بیاورد نه اینکه از جیب مالک در بیاورد. باید درآمد باشگاه ورزش حرفهای از همان ورزش تامین شود. این همان فیرپلی مالی است که در مجوز حرفهای برای باشگاهها بر آن تاکید شده است. درآمد روز مسابقه، حق پخش، ترانسفر و نقل و انتقال بازیکن، حق آموزش، حق رشد، حقوق رسانهای، درآمد از برند، درآمد از تبلیغات محیطی، از جمله درآمدهایی هستند که در ورزش حرفهای با اعمال مدیریت صحیح باید آنها را برای باشگاه ورزشی تامین کرد.
کارشناس مسائل حقوقی اظهار کرد: مسئله بسیار مهم دیگری که ما از آن غفلت میکنیم لزوم به کارگیری مدیران حرفهای در ورزش حرفهای است. متاسفانه مدیریت که غیر حرفهای شد، شما با هزاران میلیارد تومان ترزیق مالی نمیتوانید باشگاه خود را حرفهای کنید. فرض کنید حق پخش تلویزیونی برقرار است و میلیاردها درآمد دیگر علاوه بر آنچه که یا مالک باشگاه، تامین کرده یا از محل سایر درآمدها به دست آمده است، آیا فکر میکنید ورزش ما به صرف وجود این منابع، حرفهای میشود؟ ابدا این اتفاق نمیافتد. به صرف وجود پول و منابع مالی زیاد هیچ باشگاه ورزشی و هیچ فدراسیون ورزشی، حرفهای نمیشود.کیفیت مدیریت، توجه به موازین مدیریت حرفهای و به کارگیری مدیران حرفهایای باشگاهها و فدراسیونها مقوله بسیار مهمی است.
رئیسی کیا تصریح کرد: مدیر غیر حرفهای هر چه منبع مالی در اختیارش بگذارید، خرج مربی و بازیکن میکند و خرج زیر ساخت، استادیوم، استعداد یابی، آکادمی، آسایش و حقوق تماشاگر، تربیت بازیکن، تقویت نظام مالی و اقتصادی باشگاه نمیکند. وقتی شما همه درآمد باشگاه را صرف خرید بازیکن و مربی کنید، بازار را به هم میریزید و ورزش را گرانش میکنید و عملا از بین میبرید. در روند ۱۰ ساله اخیر در فوتبال مکرر میبینیم که ما سهمیههای باشگاهی خود را از دست میدهیم. من با این روند آینده خوبی برای فوتبالمان نمیبینم. ما قدرت رقابت خود را به طور مستمر در آسیا از دست میدهیم. من فکر میکنم داریم به نقطهای میرسیم که اساسا سرمایه گذاری در فوتبال فایدهای نداشته باشد و اگر نتوانیم فکری به حال این مسائل کنیم، شاید بهتر باشد از تمرکز و سرمایهگذاری روی فوتبال ، به سمت سرمایهگذاری در فوتبال ساحلی و فوتسال برویم. فوتبال ما در روند کنونی مدیریتی و اقتصادی نمیتواند حتی با لیگهای حرفهای کشورهای عربی رقابت کند. لیگ ویتنام و تایلند دارند از ما بهتر میشوند، چون سازوکارها را درست پیاده کردهاند و مدیران حرفهای به کار میگیرند.
او خاطر نشان کرد: به عنوان مثال دیده میشود که ما یک فرد را 2 یا 3 بار در دورههای مختلف، مدیر پرسپولیس و استقلال میکنیم. وقتی ما تجربه کردیم و دیدیم این افراد چه دستاوردی داشتهاند و چه کارهایی کرده و چه کارهایی نکرده اند. وقتی ما نهایت توان و هنر این افراد را دیدیم چرا باید دوباره از آنها در همان باشگاهی استفاده کنیم که قبلا یک یا چند دوره، مدیر آن بوده است؟ اگر این مدیر، خوب بود چرا حفظش نکردیم؟ مدیری که در ۱۰، ۲۰ سال پیش موفق نبوده دوباره به عنوان مدیرعامل استقلال و پرسپولیس انتخاب میکنیم. اگر من ۱۰ سال پیش در شرایطی سادهتر از شرایط امروز و در باشگاهی با ابعادی کوچکتر از امروز نتوانستم مدیریت خوبی داشته باشم آیا در شرایط پیچیدهتر امروزی آن باشگاه که دارای ابعاد بزرگتر و پیچیدهتر شده است را میتوانم بهتر از گذشته مدیریت کنم؟
کارشناس مسائل حقوقی تصریح کرد: گویی ما اصرار به این داریم که موضوعی که تجربه کردهایم را دوباره و چندباره، تجربه کنیم و رسیدهایم به نقطهای که گویا از شکست در مدیریت ابایی نداریم. چنین چیزی یک ناهنجاری بسیار بزرگ است. به کارگیری مدیران حرفهای و اهتمام به موازین مدیریت حرفهای در فوتبال و هر ورزش حرفهای دیگر هم باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. بنابراین؛ فقط تعیین سقف قرارداد به درد فوتبالمان نمیخورد و این کافی نیست. این فقط یک عنصر کوچک است. خوب است که چارچوبی برای قیمت داشته باشیم، اما اینکه ما فکر کنیم برای نجات فوتبال ایران یک نسخه جادویی به نام تعیین سقف قراردادها شناسایی کردیم و فکر کنیم که این نسخه به تنهایی برای فوتبال ایران شفابخش است، کاملا تفکر غلطی است و با این نتیجه نمیگیریم.